ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
82
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
آن موافقند ، چنان كه گويند : « هر گاه فرمانده استقامت واستوارى داشته باشد ، رعيت هم در رستگارى وهدايت خواهند بود « 3 » » وشاعرى چنين گويد : « تا وقتي جامعه أهل صلاح وسداد باشند ، أمور را به فرمانروايان صالح ونيكوكار واگذار خواهند كرد . ولى اگر از حق رو گردان شوند رهبرى آنان به دست اشخاص بد ، وناشايست خواهد افتاد « 4 » . » ونيز بيان فرموده است كه صلاح حال فرمانروايان هم وابسته به صلاح حال مردم وپيروى آنها از زمامدارشان است وبر عكس تباهى روزگار آنان نيز بستگى به مخالفتشان با رأى والى دارد ، پس موقعى كه هر دو طرف حقوق متقابل خود را درست ادا كنند ، حق ميان ايشان عزّت پيدا خواهد كرد ، مخالفى براي آن وجود نخواهد داشت . 3 - فايدهء سوم حقوق متقابل والى وفرمانروا بر پايى راه وروشهاى دين به وسيلهء پا فشارى در قوانين دين وعمل به آنهاست . 4 - فايدهء چهارم : آنجا كه شايستهء عدل ومقام دادگسترى است آن چنان به عدالت گرايد كه از جور وستمگرى نشانى در آن نباشد . 5 - آداب وسنن بدون كمترين انحرافى در جهت ومسير خود به جريان خواهد افتاد . 6 - در بارهء فايدهء ششم امام مىفرمايد : زمان ، زمان صلاح مىشود ، شارح در مقام شرح مىگويد : نسبت دادن صلاح به زمان ، از باب مجاز است زيرا صلاح در حقيقت به مردم زمان ونظم وهماهنگى كارهاى دنيوي واخروى آنان بر مىگردد ،
--> ( 3 ) تهدى الرعية ما استقام الرئيس ، ظاهرا ضرب المثلى است . ( 4 ) تهدى الأمور باهل الرأي ما صلحت * فان تولّت فبالأشرار تنقاد